قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
337
تاريخ نگارستان ( فارسى )
دوست داشتى ناگاه آن نسخه در خزانه گم شد ميرزا از فوتش اظهار تأسف نموده خواست بعضى از آنمجالس كه بخاطر دارد بر صحيفهء بنگارد بنابراين يكيك مجالس را بيان فرموده كاتب مينوشت تا آنكه ديگر چيزى بخاطرش نرسيد بعد از چندى آن نسخه پيدا شد چون مقابله كردند تمام موافق بود . مصراع : همين باشد كمال حفظ و ادراك . [ 562 - حالات امير نظام الدين على شير . ] 562 تمثيل امير شهير بنظام الدين عليشير قبل از استقلال و استبداد سر حلقهء ارباب فهم و استعداد بود چنان كه خود آورده كه نوبتى در مشهد مقدس بحضور بودم و پهلوان بىنظير پهلوان محمد كشتىگير بتفقد حال من پرداخته بيشتر اوقات مرا مشرف ساختى تا آنكه در ايام نقاهت غزلى بخاطر رسيده مسودهء آن را در جيب نهادم و صباح پهلوان بدستور بحضور خود مرا مسرور ساخته بعد از پرسش احوال بنديمى اشتغال نمود همانا در آن اثنا گوشهء كاغذ از جيب من نمودار گشته بر وجهيكه اصلا خبردار نگشتم پهلوان بيرون آورده بيك نظر آن غزلرا كه هشت الى نه بيت بود ياد گرفته آن را بجاى خود گذاشت و مطلقا حركت خارجى از وى صادر نگشته و من داعيه داشتم كه غزل مذكور را بپهلوان كه در شعرشناسى يگانهء دوران بود بخوانم لاجرم از وى پرسيدم كه هيچ در اينولا شعرى بستهء كه لحظهء بسرود آن مرا مسرور سازى گفت آرى در اين دو روز بر وزن غزل ميرشعرى بستهام بروم و مسودها را بياورم و آن را با يكديگر بگوئيم القصه ساعتى بيرون رفته يكدو رفيق با خود آورد چون بنياد كرد اول مصراعيكه خواند از من بود آن را حمل بر توارد نموده مصراع ثانى نيز موافق بود مرا انديشه دست داده از استماع ديگر ابيات بالكليه حيرت افزود سر بجيب تفكر فروبرده در آن انديشه بودم كه توارد و توافق اينهمه ابيات چگونه متصور خواهد بود كه بيكبار پهلوان در خنده شده حقيقت را از قرار واقع بيان كرد . [ 563 - امير معزى شاعر . ] 563 حكايت گويند معزى ولد برهانى شاعر سلطان سنجر كه اين مقال مبين حال اوست نظم : آن معزى كه خاص سنجر بود * در فصاحت زبان چو خنجر بود خنجرى آبدار و پرجوهر * جوهرش مدح شاه دينپرور بشدت قوت حافظه در ميان خلق انگشتنما بود چنان كه مشهور است كه هر شاعر كه بر وى قصيدهء خواندى بعد از اتمام گفتى كه اين از من است و آن را تماما به ترتيب ادا كردى و فرزند خلفش كه دو بار شنيدى بر طبق مدعاى او شهادت نموده آن را بالتمام قرائت كردى و غلام قابليكه در سلك مماليكش داخل بود بعد از قرائت سه بار بدستور خوانده